به گذشته نیگرم بازی روزگار شوم
به سپیده نیگرم غمزده و خار شوم
به گل و باغ صنم پی نبرم روز آمید
به شب تار و غزل فاجعه بیمار شوم
به چیر چیرک صنوبر نگیرم راه دیگر
به سحر برنخورم قافله سالار شوم
به پنجره دروغش شکسته قلب مرا
به قلب داغ تو هم قاتل گلزار شوم
به گفتگوی هنر بسته شده قصر جدید
به زیر برگ چنار چشمهّ بی یار شوم
به عطر خانه معشوق نشوم گیتی غم
به یاد خاطر شبّو شبانه زار شوم
نویسنده:
گیسو
نوشته شده توسط گیسو یاری در جمعه 1388/05/30 ساعت 7:19 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
ابر سیاه کجا. برف سفيد نقش بسته بود
آرام و بيمار پائين پله هاي خاکريز
روي گونه هاي زرد رنگ عروسک برفي
پروانه های عقب گلبرگ
همه شادي ميکردند
رويم را گرداندم
او ساکت نه نگاه به روياها
نه پرواي زنده گي
دلهره داشت
لحظه روي سنگ ها
پائين تر از کوه او را ديدم
لحظه به لحظه گريه کرده بود
فريادي عجيب بود
بيا بيبن....
پاهايم ميلرزيد
ز پرستو هاي سرگردان پرسيدم
او را نديديد؟
همه گفتني ها تمام شد
ولي...
بيائيد ببوسد ژاله هاي آمشب را
تا جوابي...
روزم رسيد به شام
دنبالش را با ستاره ها گرفتم
نترسيد ز تاريکي
چون انجا رمز بود
آخیرکه صفر شد
پيوند زنده گي...
جهت تکمیل دانسته های شعرم چشم انتظار نقد و نظر بزرگان و استادان شعر و ادب هستم.
گیسو یاری
نوشته شده توسط گیسو یاری در پنجشنبه 1388/02/10 ساعت 11:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اين دامنه صبح خواهم خيال تو
آهسته سحري مستم قبال تو
در گنجينه راز روحم به خوابي
ني را تو نوازي بشمار مال تو
خاکريز ها همه دنبال عشق واي!
آن شاهد معشوق دستم فال تو
نزديک شفق بين فرشته ها روند
هر قطره هاي اشک دست و جدال تو
باران سحري شبنم دلبري
خواهي تو بداني گردم جال تو
همدم شوي شعوردلبر شوي غرور
در قصه هاي مهر هر دم بال تو
گیسو.
نوشته شده توسط گیسو یاری در جمعه 1387/12/09 ساعت 1:25 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
شاهد گریه و خنده رفته همه خواسته همه
قایق هر عشق خسته شائیسته گلخانه همه
پاره پاره رگهایم چیده شده اشکهایم
عطر نسیم تو صورتم دانسته در میخانه همه
خاکستر آتش دل دامنه غمهای خواب
مریم گلدانه باغ نشسته او بیگانه همه
وقتی تصور نکنی کجا پسندی خوشی را؟
این لحظه های دروغین وابسته در زولانه همه
روی دو برگ نوشتم من الف و یا آخیرش ت
اگر یاری تو نبود تشنه و بی پروانه همه
هر چی که خواندی نپذیر بخوان کجا رفته بودم
همه از عقده های تو خواسته و نا خواسته همه
مانع اشکهایم نشو خوابم نبین قاصد شهر
فقط ببوس ستاره ها چشمه ویرانه همه
(یاری)
نوشته شده توسط گیسو یاری در جمعه 1387/09/22 ساعت 6:42 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بیا امشب بهانه زیستنم باش
بیا امشب ترانه خواستنم باش
برف زمستان صورتم را
مثل آبریز های سرد دوری
بیرحمانه
کبودش کرد
اگر شب آمدی قهقه ماندنم باش
باران آمده بود....
شاخه های زرد پائیز را
برگهای طلائی رنگش را
با خود زیر هزاران چرخ باد ها پنهانی ساخت
تو...
آری تو و چشمانت
بیا تا ترا بیابم شاپره دیدنم باش
بیرون همه نمناک..
باغ ها همه خاموش..
پروانه ها همه فراموش..
تنها نیلوفر
گوشه گوشه باغ به ستاره ها
می دید
ولی من به مهتاب..
بیا فرشته خوابم و جواب خواندنم باش
دیگر از بهار سبز ولی عاطفه ها
دیگر از خزان زرد ولی جدائی ها
دیگر از تابستان گرم ولی حنجره ها
دیگر از زمستان درد ولی همرنگی ها
خسته و خسته ام...
میخواهی بیائی؟؟؟
مثل آفتاب..
بیا شعله های سرودنم
و
دانه های ریختنم باش.
نویسنده:
یاری
نوشته شده توسط گیسو یاری در شنبه 1387/08/04 ساعت 7:42 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
قاصدک نغمه و شورش و غزلهاي مني
قاصدک روزنه حال توانائي مني
قاصدک دست تو هم يار من و جان من است
دوري ات فاجعه تلخ, تو همراهي مني
نرو اهسته پا بردار, هنوز تقدير من دور است
تو که داني همه مغرور و دلارائي مني
قاصدک پنجرئه سبز تو کيوان دلم
نکني دير که چي داني, تو رويائي مني
قاصدک منتظرم روي چنار تا آسمان
تو بيا يگ گزري, پس همه فردائي مني
قاصدک غير خروش آشک سرازيرم بيبين
تو که آهوي چمن خاطر والاي مني
بيا زود در گلستانم, تبسم را ببخش بر من
پس تو تقدير وجودم, همه شيدائي مني
گوينده: گيسو
نوشته شده توسط گیسو یاری در چهارشنبه 1387/07/03 ساعت 9:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آز این آبر و از آن باران
آز آین پهلو آز آن هجران
آز آین خاک و آز آن باغبان
من آن حیران بیباکم
تبسم خانه مرگم
اگر سخت است...
همین دیوان بدبخت است
کجائی نقره دستم؟
پشت دیوار تنهائی؟
نزن انگشت به هر راهی
ولی ساکن؟
عاجز؟
به آهو گویمش زردم
به ُهد ُهد گویمش دردم
همانا خنده ها که رفت
ندانستم چی بنویسم
به سوی آسمان دیدم همه نالد ز غربتها
بسی مشکل!!
غریبم من؟
عالم دیوانگی دارم
تو آمروز...
شکستی روشنی روزم
تو بستی ساعتی سوزم
تو عشق لانه ام بودی
بیا!
قبرم کفن دوزم
هزاران نکته در چشمم
کاش!
مثل یاّس
نظاره کنی
روم آخیر کفن پوشم
ولی آخیر چی بنویسم؟
نویسنده...
گیسو.
نوشته شده توسط گیسو یاری در جمعه 1387/06/08 ساعت 9:3 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
دشنام شبت شاخه گلبرگ
وجودم
آنشب که دیشب
بود یگبار تو رفتی
در شربت شبو در عهد
دلم او
آن فقر کجا بود اینبار تو
رفتی
هر رنگ بنفش است دیوار
خیالم
من تشنه چشمت ای یار تو
رفتی
هر وقت اگر آیم در خانه
هجران
من غلغله جوی بسیار تو
رفتی
گر ماهی شوم من غرقم به
یادت
سیرم ز زنده گی خونبار تو
رفتی
ای دهکده مرگ بگذار
بیگریم
این اصل لجن زار زینبار
تو رفتی
تو قاصد ناهید بشنو نوایم
من شاپره شمع گام گار تو
رفتی
در صبح روم من در کوه
امید ها
آن آمید من نیست هر بار
تو رفتی
پرسیدم از این سنگ جویدم
از ان سنگ
آهو که مرا دید شاهکار تو
رفتی
سرگردان حیران دیوانه و
عاشق
گویم تو کجائی زینگار تو
رفتی
گیسو
نوشته شده توسط گیسو یاری در چهارشنبه 1387/05/09 ساعت 8:29 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
مادر امشب نصف جهان مثل من دیوانه شدند
عجب غرور عجب سرور آن همه پروانه شدند
امشب دلم مثل دیروز داد میزند از تلخی ها
این عقده ام تو میدانی این همه مستانه شدند
امشب همان خلوتی بود حال من و تنهائی ها
تاریکی ها غافلی ها آن همه پیمانه شدند
امشب همان چرخ فلک میلرزد از زخم دلم
او مریم لحظه هایم این بار که افسانه شدند
مادر بیا بیبن کجا رنگ گل ات چی عاجز و
رنج و عزاب در صورتش آن همه بیخانه شدند
باز هم توئی مقدسی باز هم توئی فرشته
چهره نورانی شمع آن همه بیخانه شدند
ای خدای عالمیان اشک من و قدرت تو
رحم تو امشب نبود آن دیگر زولانه شدند
گر تو خواندی عزیز من غلغله شبهای دور
به خود نگیر این راه من دوباره بهانه شدند.
سراینده:
یاری.
نوشته شده توسط گیسو یاری در جمعه 1387/04/21 ساعت 0:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

مادر ميشود پرواز کنم به کهکشان محبت تو؟
مادر ميشود لحظه خودرا به بلندي آفتاب
زير گرماي تلخ دوري
آهسته آهسته بسوزانم؟
ميشود روزي از راه برسد
که زولانه هاي غم
با بودن نامت از ميان
جنگل ها برداشته شود؟
امروز سوالهاي عجيبي
دارد فکرم را فرا ميگيرد
آمشب ميخواهم
سر به زانويت گذاشته
راز شب و قصه هاي طولاني
را با خود به خواب بيبرم
تا اميد ديگري
به پنجره ام بتابد
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
غمهاي من
بر نميگردي!
بيا بيا من ميروم
مکتب دوستي
پدرعزيز
امشب چرا.....................؟؟؟؟؟
قسم مخور
شب مهتاب
مادر......
باز آمدي.....
مرگ
سپيده دم
آرزويم
مرا بيبخش
زمزمه
يگ صدا در يگ نگاه.
رفتم
من کجائي ام.....
تولدت مبارگ
خسته
زجر زندگي
ناله شمع
شکسته شيشئه غمها
وقتی رفتی..!!!
نغمه ها
امشب
راه خیال
ندانستم چی بنویسم؟
قاصدک؟
آفتاب شهر
خیال شهرم
دوستان
جاغوري.نيت
جاغوري نيوز
بي بي سي
وهاب آزاد
بند امير
yhsf
فيض حيدري
ذبيح عابدي
هاتف
زهرا جان
راديو جاغوري
غلام حسين سيرت
پرويز
بصير
جاغوري بلاکف
کلبه عشق
چکيده
خبر هاي تازه از جاغوري.
گريههاي مريم مصلو "حفيظ الله شريعتي"
پرويز قرين
"خانه يگانه"
"چتر کاهی پاییز"
کنار هر قطره ای اشکم هزاران خاطره دفنه"محمدي"
شبکه اطلاع رساني افغانستان
صبح بخير افغانستان
علی اصغر(english و فارسی)
علم (کابل)
انجمن ليلي و مجنون
Sima samar
دمبوره (هزاره گي)
فيصل کريمي هرات
شعر هاي فارسي
افغان پيام
Quetta(Rafie)
lets Fight Poverty
Maisam's Website
نوشته های پیشین
10/30/2009 - 11/5/2009
8/13/2009 - 8/22/2009
4/28/2009 - 5/4/2009
2/26/2009 - 3/4/2009
12/12/2008 - 12/20/2008
10/22/2008 - 10/28/2008
9/22/2008 - 9/28/2008
8/29/2008 - 9/4/2008
7/29/2008 - 8/4/2008
6/25/2008 - 7/11/2008
6/28/2008 - 7/4/2008
6/11/2008 - 6/20/2008
5/25/2008 - 6/10/2008
5/11/2008 - 5/20/2008
4/27/2008 - 5/3/2008
3/24/2008 - 4/9/2008
3/20/2008 - 3/26/2008
3/12/2008 - 3/19/2008
2/20/2008 - 2/26/2008
2/11/2008 - 2/19/2008
1/25/2008 - 2/10/2008
1/21/2008 - 1/27/2008
1/12/2008 - 1/20/2008
12/26/2007 - 1/11/2008
12/13/2007 - 12/21/2007
11/26/2007 - 12/12/2007
11/29/2007 - 12/5/2007
11/22/2007 - 11/28/2007
11/13/2007 - 11/21/2007
طراح قالب
POWERED BY